ابراهيم عاملي ( موثق )

378

تفسير عاملي ( فارسي )

پيغمبر فرستاد براى راهنمائى به كار خوب و ترساندن از كار بد . امام فخر چند معنى براى اين جمله نقل كرده است : 1 - آدم پيغمبر بود و همه‌ى اولادش مسلم و فرمانبردار بودند تا آنكه قابيل هابيل را كشت بواسطه‌ى حسد و جاه‌طلبى و اين است معنى « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً » يعنى همه يك دسته بودند . 2 - از عطا و ابن عباس نقل است كه مقصود از امّة واحدة يعنى همگى بر دين و روش باطل بودند . 3 - بعضى از مفسّرين گفته‌اند مقصود از ناس بنى اسرائيل هستند كه همگى پيرو موسى بودند و بعد مختلف شدند و پيغمبرهائى بعد از موسى براى آنها فرستاده شد 4 - بعد از طوفان همگى مردم يك عقيده و مذهب داشتند و بعد مختلف شدند و پيغمبر براى آنها آمد . 5 - روز الست كه بنسل بشر خطاب شد همگى تسليم و فرمانبردار بودند چنان كه ابيّ بن كعب و عدّه‌ى مفسّرين اين طور معنى كرده‌اند . كشف نوشته است : از روى اشارت بر ذوق جوانمردان طريقت اين آيت رمزى ديگر دارد و معنى ديگر مىگويد پادشاه عالم دارنده‌ى جهان و داناى نهان اوّل كه خلق را بيا - فريد در غشاوه‌ى ستر خلقيّت آفريد . ابتدا كه نهاد ، چنين نهاد ، ظلمات صفات خلقيّت محفوف گشت برين خلقت ، همه در پرده‌ى عما يك گروه بودند . همه در ظلمت غيبت مجتمع همه در اسر نهاد خود مانده اين چنان است كه آن جوانمرد گفت : در خرابات نهاد خود برآسود است خلق غمزه بر هم زن يكى تا خلق را بر هم زنى پس بريدى از آن عالم بينهايت بمختصرى ايشان آمد مصطفى از آن بريد اين خبر داد كه خداى بيافريد مردم را در تاريكى و نادانى و بىخبرى پس پرتوى از خود بر ايشان بيفشاند كه هر كه را بگرفت هدايت شد و راه خود پيدا كرد و به آنكه نرسيد و محروم ماند از گمراهى و سرگردانى رهائى نيافت . * ( وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ ) * - 212 مجمع : جمله‌ى « ليحكم » با ضمّ يا و فتح كاف نيز قرائت شده است . طبرى يعنى : حكومت كند تورات ميان مردم در آنچه مورد اختلاف آنها شده